یک لاقبا

لغت نامه دهخدا

یک لاقبا. [ ی َ / ی ِ ق َ ] ( ص مرکب ) یک قبا. که تنها یک قبای بی آستر در بر دارد. || سخت فقیر. بی چیز. نادار. درویش. مفلس. ( یادداشت مؤلف ):
زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
ولیکن پوست خواهد کند ما یک لاقبایان را.سیدمحمدحسین شهریار.و رجوع به یک قبا شود.

فرهنگ معین

( ~. قَ ) (ص مر. ) (عا. ) بی چیز، تهی دست.

فرهنگ فارسی

(صفت ) بی چیز بی نوا تهیدست: اگر پطرس شاه دختربامیرهوشنگ که شاهزاده است و لشکر و سایه و مملکت دارد ندهد بمن که شاگرد قهوه چی هستم و یک لاقبادختر می دهد.

ویکی واژه

(عا.)
بی چیز، تهی دست.

جمله سازی با یک لاقبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست بر این ملت یک لاقبا فکر اجانب پس از این رهنما

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز