گوربان

لغت نامه دهخدا

گوربان. ( اِ مرکب ) مَقْبری. ( صراح ) ( منتهی الارب ). محافظ گور. حافظ و نگاهبان قبور. پاسبان قبور. خادم قبرستان یا مقبره:
یکی بنده باشم روان تو را
پرستش کنم گوربان تو را.فردوسی.

فرهنگ عمید

نگهبان گور، محافظ مقبره.

فرهنگستان زبان و ادب

{mortuary priest} [باستان شناسی] فردی در عهد باستان که برای اجرای مناسک خاک سپاری و نیایش و اهدای پیشکش روزانه در یک آرامگاه به خدمت گماشته می شد

ویکی واژه

فردی در عهد باستان که برای اجرای مناسک خاک‌سپاری و نیایش و اهدای پیشکش روزانه در یک آرامگاه به خدمت گماشته می‌شد.

جمله سازی با گوربان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی بنده باشم روان ترا پرستش کنم گوربان ترا

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز