یره

لغت نامه دهخدا

یره. [ ی َ رَ ] ( اِ ) در تداول عامه مشهد، رفیق. برادر. و غالباً به طور تمسخر گویند. و اصل آن یار و یاره و یارک است. ( یادداشت پروین گنابادی ).
یره. [ ی َ رَ ] ( ترکی، اِ ) در ترکی به معنی زمین است. ( آنندراج ) ( از غیاث ). در لهجه امروز آذربایجان یِر گویند.

فرهنگ فارسی

در ترکی به معنی زمین است

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی یَرَهُ: آن را ببیند (جزمش به دلیل جواب واقع شدن برای شرط قبل از خود می باشد)
معنی لَّمْ یَرَهُ: آن را ندیده و نمی بیند
ریشه کلمه:
رئی (۳۲۸ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با یره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شود ز سینۀ من مهر روی تو تابان اگر چو صبح ز دست تو پیرهن بدرم

💡 مگو جامی سگ این آستان نیست مکن زین دایره بیرونم ای دوست

💡 پیرهن بر تن سهل است که از وجد و طرب جای آنست که بیرون شود از پوست تنم

💡 وانگاه نیوشند سخن‌های مرا خلق کز خون من آغشته شود پیرهن من

💡 درین تیره کاخی که ظلمت سراست نفس راه لب را چه داند کجاست؟

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز