لغت نامه دهخدا
گاه نامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) تقویم، و پهلوی آن گاهنامک است.
گاه نامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) تقویم، و پهلوی آن گاهنامک است.
(مِ ) [ په. ] (اِمر. ) تقویم.
کاغذ یا دفتری که در آن حساب روزها و ماه ها و سال ها را چاپ می کنند، تقویم.
کاغذیادفتری که در آن حساب روزهاوماههاوسالهادراچاپ میکنند، تقویم
( اسم ) تقویم ( سال ) دفتر سنه.
(یا: گاهْنامَک) کتابی به زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی دربارۀ منصب های دولتی یا رتبه های دولتی در زمان ساسانیان. اصل آن از میان رفته است. مسعودی در التنبیه و الاشراف، گاهنامه را جزئی از کتاب بزرگ تری به نام کتاب الرسوم می داند. کتاب الرسوم نامی است که مسعودی به یکی از آیین نامه ها داده و آن را کتاب بزرگی در ۱۰۰۰ برگ می شمارد که نسخۀ کامل آن در اختیار موبدان و بزرگان زردشتی قرار داشته است. به گفتۀ ابن ندیم در الفهرست، ابن مقفع این کتاب را با عنوان آیین نامه فی الائین به عربی ترجمه کرده بود که ترجمۀ عربی آن از میان رفته است. اما مطالبی که نویسندگان و مورخان اسلامی دربارۀ مراتب و وظایف عمّال دورۀ ساسانی نقل کرده اند، از آشنایی آنان با ترجمۀ عربی آیین نامه و به تبع آن گاهنامه حکایت دارد.
تقویم.
💡 قاصد عالم رازم که درین عبرتگاه نامه گم کرده خجالت به ورود آمدهام
💡 همانگاه نامه زی رامین فرستاد که ما بی تو دل آزاریم و ناشاد
💡 «و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که بهرات میبود و چه بدین روزگار. مردی که وی را حسن محدّث گفتندی نزدیک امیر مسعود فرستاده بود تا هم خدمت محدّثی کردی و هم گاه از گاه نامه و پیغام آوردی و میبردی. و نامهها بخطّ من رفتی که عبد الغفّارم.
💡 چه شد زبان تمنا خموش آهنگست نگاه نامهٔ سایل بس است سویکریم