لغت نامه دهخدا
کیلومتر. [ ل ُ م ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) هزار متر. ( ناظم الاطباء ). واحد مسافت ( در دستگاه متر )، معادل هزار متر. نِدا. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیلومتر مربع؛ واحد سطح برابر یک میلیون متر مربع.
کیلومتر. [ ل ُ م ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) هزار متر. ( ناظم الاطباء ). واحد مسافت ( در دستگاه متر )، معادل هزار متر. نِدا. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیلومتر مربع؛ واحد سطح برابر یک میلیون متر مربع.
(مِ ) (اِمر. ) واحد مسافت معادل ۱٠٠٠ متر.، ~ مربع واحد سطح معادل یک میلیون مترمربع.
واحد اندازه گیری طول، برابر با هزار متر.
هزارمتر
( اسم ) واحد مسافت ( در دستگاه متری ) معادل ۱٠٠٠ متر. یا کیلو متر مربع. واحد سطح معادل یک میلیون متر مربع.
کیلومتر (kilometre)
واحد طول، با علامت اختصاری km، و برابر با ۱۰۰۰ متر. یک کیلومتر معادل با۳۲۸۰.۸۹ فوت یا۰.۶۱۲۴ (تقریباً پنج هشتم) مایل است.
chilometro
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در 7 کیلو متری شهرستان تربت حیدریه واقع شدهاست و میتوان گفت بزرگترین قطب زعفران تربت حیدریه محسوب میشود. این روستا از نظر کیفیت زعفران در تربت حیدریه رتبه 1 را دارد.