کومل

لغت نامه دهخدا

کومل. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) قلعه ای است به یمن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از حصارهای یمن است. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با کومل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اردوگاه زرگویز (به کُردی: زڕگوێز) اردوگاهی است که کادرهای سیاسی حزب کمونیست ایران، کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و نیز حزب کومله کردستان ایران در آنجا مستقر هستند. به ادعای صدای آمریکا افراد مستقر در این کمپ عمدتاً غیرنظامی هستند.

💡 ابراهیم علیزاده در یکمین کنگره کومله در سال ۱۹۷۹ در سنندج، به عنوان عضو کمیتهٔ مرکزی و عضو دفتر سیاسی حزب انتخاب شد. وی دو بار ازدواج کرده و هم‌اکنون با همسر دومش زندگی می‌کند و فرزندی ندارد.

💡 مقر مرکزی کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در این اردوگاه واقع شده‌است.

💡 به جهت اینکه علاقه‌ای به کارهای اداری و ستادی نداشت؛ ستاد کل سپاه رها کرد و به جبهه غرب رفت و در عملیات‌های آزادسازی شهرهای پاوه و مهاباد و درگیری با نیروهای کومله حضور داشت.