کلیم دست

لغت نامه دهخدا

کلیم دست. [ ک َ دَ ] ( ص مرکب ) به معنی مبارک دست و نادردست و پاکیزه دست باشد یعنی در کارها ید بیضا نماید. ( برهان ) ( آنندراج ). مبارک دست. ( ناظم الاطباء ). آنکه در کارها مانند موسی ( ع ) ید بیضا کند. کسی که امور را به نیکی و خوبی انجام دهد. ( فرهنگ فارسی معین ). || چست و قابل. || کامیاب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) مبارک دست، کامیاب.

فرهنگ فارسی

آنکه در کار ها مانند موسی ۴ ید بیضا کند کسی که امور را بنیکی و خوبی انجام دهد.

ویکی واژه

مبارک دست، کامیاب.

جمله سازی با کلیم دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن پیش کلیم دست بدر می کنی مکن

💡 نقاب شرم چو از روی آتشین برداشت کلیم دست به رخسار شمع طور گرفت

💡 پایم از بند تعصب گر برون آید کلیم دست دل گیرم بدست و سیر مشربها کنم

💡 بحر کلیم دست بر این ابر طوروش با فال عید و نور انا لله رهبرش

💡 هر که عاجزتر ازو خواسته امداد کلیم دستگیرش بود آنکس که زپا می افتد

💡 هر گه کلیم دست دهد سر به پایش نه وقت معینی ز پی این نماز نیست

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز