کس و کار
مترادفها
خانواده، خویشاوندان، نزدیکان، اهل و عیال
لغت نامه دهخدا
کس و کار. [ ک َ س ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کس کار. خویشان و بستگان و ملازمان و کسانی که در زندگی شخص وارداندو به نحوی به شخص و زندگیش علاقه دارند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). رجوع به کس و ترکیبات آن شود.
فرهنگ معین
(کَ سُ ) (اِمر. ) (عا. ) قوم و خویش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) خویش و قوم خویشاوند.
ویکی واژه
(عا.)
قوم و خویش.
جمله سازی با کس و کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمر خزاعی و نوکر و کس و کارش موذی همچون عقار بند و افاعی
💡 تو ای فلان و ریاست که هر کس و کاری مرا بخاک ره او بشمرند بسیار است
💡 چون فقیران شوند با هم یار مالداران شوند بی کس و کار