لغت نامه دهخدا
کارگیر. ( اِ مرکب ) غار و سرداب و زیرزمینی و گنبد. || نوعی از پارچه درشت و ستبر. || سنگ محکم و ستون سنگی و استواری که در ساختن عمارت بکار میبرند.
- کارگیر بنا؛ سنگی که بدان چیزی بنا میکنند. ( ناظم الاطباء ).
کارگیر. ( اِ مرکب ) غار و سرداب و زیرزمینی و گنبد. || نوعی از پارچه درشت و ستبر. || سنگ محکم و ستون سنگی و استواری که در ساختن عمارت بکار میبرند.
- کارگیر بنا؛ سنگی که بدان چیزی بنا میکنند. ( ناظم الاطباء ).
غار و سرداب
( صفت اسم ) ۱ - کسی که بکاری می پردازد آنکه مباشر کاری شود. ۲ - سنگ محکم یا ستون سنگی استواری که در ساختن عمارت بکار برند. یا کار گیر بنا. سنگی محکم که بدان ساختمانی بنا کنند. ۳ - نوعی پارچ. درشت و ستبر. ۴ - سرداب زیر زمین. ۵ - غار کهف. ۶ - گنبد.
کارگیر (جمع کارگیرها)
در رایانه: به رایانه یا سامانهای گفته میشود که از خدمات ارایه شده توسط رایانهی دیگر (کارگزار)
استفاده میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دهه ۱۹۹۰، بهکارگیری اصطلاح «اخلاق اطلاعات» توسط بخشهای مختلف علوم کامپیوتر و اطلاعات در ایالات متحده آغاز شد.
💡 روبینشتاین متخصص آخر بازی بود و به ویژه در بهکارگیری رخها در پایان بازی مهارت داشت. او از نخستین شطرنجبازانی است که به اهمیت آخر بازی در انتخاب شیوهٔ گشایش واقف بود و آن را در بازیها به کار میبست. به گفته مفسرین روحیه کمالگرایی در بازیهای او وجود داشت.
💡 یکی زین کارگیران گفت میدان که بحرآباد دورست از نشابور
💡 در دهههای گذشته مشکلات ناشی از ماهیت فرایندهای برقریسی سبب شده بود که تجاریسازی نانوالیاف و ساخت دستگاههای صنعتی برقریسی برای سالیان متمادی غیرممکن گردد. این در حالی است که در چند سال اخیر چندین شرکت آمریکایی و اروپایی موفق شدهاند با بهکارگیری تمهیداتی بر این مشکل فائق آیند.