این واژه در زبان فارسی دارای چند معنی و کاربرد مختلف است و بسته به جایگاه آن در جمله، مفهوم متفاوتی پیدا میکند. این واژه در اصل با «کار» ارتباط دارد و در برخی ترکیبها به معنای کسانی است که به کاری مشغول هستند یا حرفهای را انجام میدهند؛ برای نمونه، در واژههایی مانند «کشتکاران» یا «بذرکاران»، «کاران» به گروهی از افراد اشاره دارد که به کشت و زرع یا انجام کاری مشخص اشتغال دارند. همچنین در برخی کاربردهای کهن، این واژه به معنای «در حال کاشتن» یا «مشغول انجام کاری» آمده است و حالتی از فعالیت و کوشش را بیان میکند. افزون بر این، «کاران» نام یکی از باغهای مشهور و تاریخی شهر اصفهان در گذشته بوده است که در کنار رودخانه زایندهرود قرار داشته و به سبب زیبایی و سرسبزی فراوان، در اشعار شاعران فارسی نیز از آن یاد شده است. این باغ از مکانهای شناختهشده اصفهان قدیم به شمار میرفت و نمادی از طراوت و زیبایی طبیعی این شهر بود. در برخی متون تاریخی نیز این کلمه به نام یک گردنه یا مکان جغرافیایی اشاره دارد که نشان میدهد این واژه علاوه بر معنای لغوی، کاربرد خاص جغرافیایی نیز داشته است. امروزه این واژه بیشتر در نام اشخاص یا در ترکیب با واژههای دیگر دیده میشود و معنای اصلی آن به تلاش، فعالیت و انجام کار ارتباط پیدا میکند. به طور کلی، این کلمه واژهای چندمعناست که میتواند به افراد اهل کار، حالت انجام یک عمل یا نام یک مکان تاریخی اشاره داشته باشد و معنای دقیق آن از طریق متن و موقعیت کاربرد آن مشخص میشود.
کاران
لغت نامه دهخدا
کاران. ( نف ) در حال کاشتن. در حال کشتن. در ترکیب آید. || کارندگان. در ترکیب: کشتکاران، بذرکاران.
کاران. ( اِخ ) یکی از باغهای چهارگانه معروف اصفهان در قدیم، برکنار زاینده رود:
مرا هوای تماشای باغ کاران است
که پیش اهل خرد خوشترین کار آن است
برای جرعه آب حیاتش اسکندر
چه سالهاست که سرگشته و پریشان است
بزیر سایه طوبی وش صنوبر او
میان صحن چمن خوابگاه رضوان است.
نهاد قصر فلک پیکرش میانه آن
نشستگاه مه و آفتاب رخشان است.
حسین بن محمد آوی ( ترجمه محاسن اصفهان مافروخی ص 28 ).
آب حیوان است گویی پیش بستان ارم
زندرود او که دارد باغ کاران برکران.
سعدالدین سعید هروی در وصف اصفهان ( ترجمه محاسن اصفهان ص 30 ).
برد گلزار تو ز چرخ کلاه
رفت آب ارم ز آتشگاه
هرکه اکنون بباغ کارانست
گو نگه دار جا که کار آنست.خجندی ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 105 ).گرچه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 71 ).
کاران. ( اِخ ) ( گردنه ) رجوع به گردنه کاران شود.
فرهنگ فارسی
یکی از باغهای چهار گانه مشهور اصفهان در قدیم که در کنار زاینده رود قرار داشت: [ گر چه صد رودست در چشمم مدام زنده رود و باغ کاران یاد باد. ] ( حافظ. ۷۱ )
در حال کاشتن در حال کشتن
فرهنگ اسم ها
اسم: کاران (پسر) (فارسی) (تلفظ: karaan) (فارسی: کاران) (انگلیسی: karaan)
معنی: اهل کار
دانشنامه عمومی
کاران (اوژیتسه). کاران ( به صربی: Karan ) یک منطقهٔ مسکونی در صربستان است.
کاران (شهرستان آلشیفسکی باشقیرستان). کاران ( به لاتین: Karan ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در باشقیرستان واقع شده است.
جمله سازی با کاران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شدی از دست چون شوریده کاران به ماندی بی خبر چون سایه داران