لغت نامه دهخدا
هلال ابرو. [ هَِ اَ ] ( ص مرکب ) کسی که ابروهای وی به شکل ماه نو باشد. ( ناظم الاطباء ).
هلال ابرو. [ هَِ اَ ] ( ص مرکب ) کسی که ابروهای وی به شکل ماه نو باشد. ( ناظم الاطباء ).
(صفت ) آنکه دارای ابروانی بشکل ماهنو باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای از هلال ابرو بر آفتاب تابان مشکین کمان کشیده من چون کشم کمانت
💡 کنند عید خلایق اگر به ماه صیام ز طرف بام نمایی هلال ابرو را
💡 بر آفتاب رخت تا هلال ابرو یافت بسان تیغ ز غیرت قد سپهر خمید
💡 وآن هلال ابرو که چون ماه تمام غره یی در طره شبرنگ داشت
💡 چو روزعید کنند عاشقانمبارکباد مگر که دوش نمودی هلال ابرو را
💡 منادیِ میْکشی روان به هر سو نمود صافی چون شد افق هلال ابرو نمود