دشت نورد

لغت نامه دهخدا

دشت نورد. [ دَ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) دشت نوردنده. آنکه بیابان می پیماید. ( ناظم الاطباء ). دشت پیما. دشت سیر. دشتگرد:
سخت سوزنده دل و دشت نورد آمده است
طفل اشکم مگر از دامن مجنون برخاست.غیاثای حلوایی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دشت نوردنده. آنکه بیابان می پیماید.

جمله سازی با دشت نورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن کوه گذار آهوی دشت نورد اندر تگ گرم شد به تگ بهر تو سرد

💡 شوم ز دشت نوردی اسیرتر جویا که همچو خانه دو نقش پای زنجیرم

💡 نفسم همسفر قافلهء بوی یمن نالهٔ من حدی دشت نوردان حجاز

💡 کی چو مجنون شود از دشت نوردی رسوا هر کرا پردهٔ دل دامن صحرا باشد

💡 آهو کفل و شیردل و دشت نورد است خارا شکن و کوه تن و پیل توان است

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز