چغیدن

لغت نامه دهخدا

چغیدن. [ چ َ دَ ] ( مص ) به معنی سعی کردن و کوشش نمودن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کوشیدن و سعی کردن. ( ناظم الاطباء ). || دم زدن. ( برهان ) ( آنندراج ). دم زدن و نفس کشیدن. ( ناظم الاطباء ). || چخیدن. ستیزه کردن و بر روی کسی جستن:
خدایا راست گویم فتنه از توست
ولی از ترس نتوانم چغیدن. ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(چَ دَ ) (مص ل. ) نک چخیدن.

فرهنگ عمید

=چخیدن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( چخید چخد خواهد چخید بچخ چخنده چخیده ) ۱- کوشیدن سعی کردن.۲- ستیزه کردن. ۳- دم زدن.
بمعنی سعی کردن و کوشش نمودن باشد کوشیدن وسعی کردن.

ویکی واژه

نک چخیدن.

جمله سازی با چغیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدایا راست گویم فتنة از تست ولی از ترس نتوانم چغیدن

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز