چسبنده
چسبنده به معنای چیزی است که قابلیت چسبیدن یا اتصال دارد و برای توصیف مواد یا اشیائی استفاده میشود که میتوانند به سطوح دیگر بچسبند یا با آنها ارتباط برقرار کنند. به عنوان مثال، چسبهای صنعتی خاصیت چسبندگی دارند و میتوانند دو قطعه مواد را به هم متصل کنند.
برخی از مواد طبیعی مانند عسل نیز چسبنده هستند و به راحتی به سطوح مختلف میچسبند. در زندگی روزمره، ممکن است از واژه چسبنده برای توصیف رفتارهای اجتماعی نیز استفاده شود، مانند افرادی که به راحتی خود را به گروهها چسبانده و در آنها جا میگیرند.
مترادفها
چسبناک، لزج، چسبان
متضادها
جداشونده، لغزنده، روان
لغت نامه دهخدا
چسبنده. [ چ َ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) رجوع به چسب و چسپ و چسپنده شود.
فرهنگ عمید
ویژگی چیزی که به چیز دیگر بچسبد، ویژگی چیزی که دارای چسب باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کسی یا چیزی که بدیگری چسبد. ۲ - چیزی که دارای چسب باشد. ۳ - میل کننده منحرف.
جمله سازی با چسبنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهی ماده با لرزشهای مخصوصی به سطح محل تخم ریزی نزدیک میشود و تخم ریزی را شروع میکند و به صورت یک خط ردیفی از ابتدا تا انتهای محل تخم ریزی را به صورت یک ردیفی تخم ریزی میکند و چون تخمها چسبنده هستند به سنگ میچسبند.
💡 در گل چسبنده تن، پای خواب آلودگان می رود آسان ولی دشوار می آید برون
💡 دیوار میدان لادرا ریواز میخوان داد را بنیادگو بن لاد را چسبنده و آتش مخ بود