لغت نامه دهخدا
پیش گیری. ( حامص مرکب ) عمل پیش گیر. دفع. جلوگیری.
پیش گیری. ( حامص مرکب ) عمل پیش گیر. دفع. جلوگیری.
(حامص. ) ۱ - جلوگیری کردن. ۲ - پیش از بروز بیماری اقدام کردن.
۱. جلوگیری.
۲. (اسم ) (پزشکی ) هر نوع اقدامی که طبیب یا مٲمور بهداری برای جلوگیری از بروز مرض انجام بدهد.
عمل پیش گیر ۱- جلوگیری دفع. ۲- منع سرایت مرض از پیش تقدم بحفظ صیانت حفظ صحت جلو مرض گرفتن.
{prevention} [پزشکی] جلوگیری از ابتلا به بیماری
{prophylaxis} [پزشکی] به کارگیری روش هایی برای جلوگیری از بیماری
پیش گیری (prophylaxis)
هرگونه اقدام برای جلوگیری از ابتلا به بیماری، ازجمله ورزش و مایه کوبی. طب پیش گیری یکی از اجزای بهداشت عمومی است که روزبه روز بیشتر به آن توجه می شود.
جلوگیری کردن.
پیش از بروز بیماری اقدام کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر یکی دم بر تو افتد باز پرس از باد فقه قال قالی پیش گیری چنگ در دفتر زنی
💡 تو بینی هر شکستی را زجایی به هر جا پیش گیری ماجرایی
💡 گفت بستان زر بشرط آنکه راه پیش گیری زود هم زینجایگاه
💡 و صلوات داد و دعایی سبک بگفت و گفت وصیّت این است که کتاب خدای و راه اهل صلاح فراپیش گیری، یک ساعت از یاد مرگ غافل نباشی و چون با نزدیک قوم و خویش رسی ایشان را پند ده و نصیحت از خلق خدای باز مگیر، یک قدم پای از موافقتِ جماعت کشیده مدار که آنگاه بی دین شوی و ندانی و در دوزخ افتی.
💡 تا ابد گر پیش گیری راه جان ذرهای نتوانی از پیشان نمود
💡 وزان پاسخ قیاس خویش گیریم بدان اندازه کاری پیش گیریم