لغت نامه دهخدا
پیروزه فام. [ زَ/ زِ ] ( ص مرکب ) پیروزه رنگ. برنگ و گونه فیروزه.
پیروزه فام. [ زَ/ زِ ] ( ص مرکب ) پیروزه رنگ. برنگ و گونه فیروزه.
( ~. ) (ص مر. ) به رنگ فیروزه.
پیروزه رنگ، به رنگ پیروزه.
( صفت ) پیروزه رنگ برنگ فیروزه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلقه ی زرّین کشی در گوش چرخ لاجورد مشعل سیمین نهی در خرگه پیروزه فام
💡 بر سر مطبخ سرای شاه جهانبان گنبد پیروزه فام همچو دخان است