پیرند

فرهنگ معین

(پِ رَ ) (ص. ) ضعیف، ناتوان.

ویکی واژه

ضعیف، ناتوان.

جمله سازی با پیرند

💡 مبین در عبادت که پیرند و سست که در رقص و حالت جوانند و چست

💡 همه بازان این جهان پیرند یا مگس‌خوار یا ملخ‌گیرند

💡 به تخمش گر همه پیران بمیرند اگر مُردند هم مُردند، پیرند

💡 کسان کز دست دل خونی نخورند اگر پیرند هم طفل به شیرند

💡 برگرد تو گردند که آزاد شوند افلاک که نه غلام پیرند ترا

💡 پیرند چرخ واختر وبخت تو نو جوان آن به که پیر دولت خود با جوان دهد