پویش

لغت نامه دهخدا

پویش. [ ی َ ] ( اِ )پوپو. پوپک. هدهد. شانه بسر. مرغ سلیمان. ( شعوری ص 266 ج 1 ). و کلمه مصحف پوپش است. رجوع به پوپش شود.

فرهنگ معین

(یِ ) (اِ. ) حرکت و فعالیت پی گیر در جستجوی چیزی.

فرهنگ فارسی

پوپو پوپک

فرهنگ اسم ها

اسم: پویش (دختر) (فارسی) (تلفظ: puyeš) (فارسی: پويش) (انگلیسی: puyesh)
معنی: حرکت و فعالیت، پی گیر، در جستجوی چیزی، ( اسم مصدر از پوییدن )، پی گیری و فعالیت مستمر و جدی در بدست آوردن چیزی، فرآیند

دانشنامه عمومی

پویش (فیلم ۱۹۹۶). «پویش» ( انگلیسی: Quest ( 1996 film ) ) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد.

ویکی واژه

حرکت و فعالیت پی گیر در جستجوی چیزی.

جمله سازی با پویش

💡 پویشگر، وسیله‌ای است که به صورت نوری، تصاویر، متون یا دست نوشته‌ها را پویش می‌کند و به تصویر دیجیتال تبدیل می‌کند.

💡 پویش آری به استقلال کالیفرنیا گروه عملیات سیاسی‌ای در ایالات متحدهٔ آمریکاست برای حمایت از جدایی ایالت کالیفرنیا از آن کشور.

💡 امروز پای بادیه پویش روان چو نیست کاید دوان به سجده آن خاک آستان

💡 چو اوصاف تک و پویش کنم ساز سخن در گوش تازد پیش از آواز

💡 چراغ مطلب نایاب ما روشن نمی‌گردد نفس تا چند باید سوخت در وهم تک و پویش

💡 کاربری پویشگرها، همواره همراه با مشکلات و سختی‌هایی هم هست. مثلاً کتاب‌های قطور یا صفحات بزرگی مثل روزنامه‌ها، یا کاغذهایی که به هم منگنه شده‌اند، خیلی سخت بر روی دستگاه قرار می‌گیرند.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز