پرکاری

مترادف‌ها

سخت‌کوشی، پشتکار

متضادها

تنبلی، سستی، بی‌کاری

لغت نامه دهخدا

پرکاری. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی آنکه پرکار است. مقابل کم کاری.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی آنکه پرکار است مقابل کم کاری.

جمله سازی با پرکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان سادگی گشتی به پرکاری تمام تا در این ایام خط مشکین چها خواهی شدن

💡 چشم پرکاری که من دیدم ازان وحشی غزال می زند بر هم دو عالم را به یک مژگان زدن

💡 ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن

💡 پرکاری گلوتامات یا نوراپینفرین نیز برخی دیگر از فرضیه‌های مطرح شده هستند.

💡 تو عاشق دیده و من عاشق معشوق نادیده مرا آغاز کار است و ترا انجام پرکاری

💡 ز ابرو صد گره انداختی در رشته کارم زپرکاری نکردی فکر کارم، این چنین باشد!

💡 کارمندانی که به دلیل پرکاری و تلاش مستمر در پروژه‌های پیچیده شرکت مشارکت می‌کنند، معمولاً در پایان سال با پاداش‌های قابل توجهی از سوی مدیریت ارزیابی می‌شوند.

💡 پرکاری بیش از حد و عدم توجه به استراحت کافی می‌تواند منجر به فرسودگی شغلی و کاهش بهره‌وری در درازمدت برای تمام کارکنان یک سازمان شود.

💡 در محیط‌های آموزشی، دانش‌آموزانی که با پرکاری و نظم در انجام تکالیف خود شناخته می‌شوند، شانس بسیار بیشتری برای کسب رتبه‌های برتر در امتحانات نهایی دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران