لغت نامه دهخدا
( وهدة ) وهدة. [ وَ دَ ] ( ع اِ ) وهد. زمین پست و هموار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). زمین پست و نشیب و هموار. ( غیاث اللغات از نصاب و صراح ).
( وهدة ) وهدة. [ وَ دَ ] ( ع اِ ) وهد. زمین پست و هموار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). زمین پست و نشیب و هموار. ( غیاث اللغات از نصاب و صراح ).
(وَ دِ ) [ ع. وهدة ] (اِ. ) زمین پست و هموار. ج. وهاد.
زمین پست، گودال.
(اسم ) ۱- جای مطمئن و هموار جمع: وهد. ۲- زمین پست و هموار جمع: وهاد.
وهدة
زمین پست و هموار.
وهاد.
💡 ادریس که از وهده ظلمت خاک، بسرای پاک توانست شد، معتصم وی این کلمات بود. نوح شکور که در سفینه نجات سلامت و کرامت یافت، بعصمت و حشمت این کلمات بود. خلیل که آتش گاه دشمن بر وی بوستان انس و روضه قدس گشت، از روح نسیم و فوح شمیم این کلمات بود. موسی کلیم که از زحمت و ظلمت مجاورت فرعون برست و راه مکالمت و مناجات حق بر وی روشن گشت از تاوش برق این کلمات بود.
💡 پس چون جمال یوسف بدیدند و شعاع آن جمال بر هیکلهای ایشان اشراق زد، همه در وهده دهشت افتادند و دستها بجای ترنج بریدند، از خود بی خبر گشته، لختی بی هوش افتاده، لختی جان داده، لختی سراسیمه و متحیّر مانده و همی گویند: ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ این نه آدمی است که این فریشته روحانی است.!