وغ

لغت نامه دهخدا

وغ. [ وَ ] ( اِ صوت ) آوای سگ. حکایت یک بار آوای سگ. رجوع به وغ وغ شود.

فرهنگ فارسی

آوای سگ حکایت یک بار آوای سگ

جمله سازی با وغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ممیراد این فروغ از روی این ماه میفتاد این کلاه از فرق این شاه

💡 پیدا بود از حال پریشان فروغی کاشفتهٔ گیسوی سمن‌سای تو باشد

💡 شریک حلقهٔ رندان باده پیما باش حذر ز بیعت پیری که مرد غوغا نیست

💡 از فروغ آفتاب شمسه او ذره را دیده اعشی تواند دید در شبهای تار

💡 ز ضعف گرچه تنم خشک کرد روغن خویش نمی کشم چو کمان تاب منت یاری

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز