وشتن

لغت نامه دهخدا

وشتن. [ وَ ت َ ] ( مص ) جستن. ( آنندراج ). رقص کردن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رقاصی کردن. ( برهان ). رقصیدن. ( برهان ). جست وخیز کردن. ( ناظم الاطباء ). و مخصوصاً آن قسم رقصی که مخصوص دراویش است. ( ناظم الاطباء ):
یارم ز در درآمد وشتن کنید وشتن
این خانه را ز وشتن گلشن کنید گلشن.قاسم انوار.رجوع به وشت شود.

فرهنگ معین

(وَ تَ ) (مص ل. ) رقصیدن.

فرهنگ عمید

چرخیدن، دور زدن، گردیدن، رقصیدن.

ویکی واژه

رقصیدن.

جمله سازی با وشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خون باید نوشتن طغرل این یک مصرع بیدل هنوز از خاک مشتاقان حنایی می‌شود پایش

💡 بباید داوریها در نوشتن که نیک و بد همه خواهد گذشتن

💡 هر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست

💡 پس پیوسته به چیزی نوشتن مشغول باش، به خط گشاده و متین و سر بر بالا به‌هم دربافته و در نامه‌ای که بسیار عرض و معانی باشد سخن دراز بکار مبر، چنانک گفته‌اند مصراع؛

💡 حروف الفبای عِبری در نوشتن خط عبری و نیز برخی نشانه‌های علمی و ریاضی بکار می‌رود.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز