هیچگونه

لغت نامه دهخدا

هیچ گونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) هیچ قسم:
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه به رفتن شتاب.فردوسی.ز فرمان او هیچ گونه مگرد
تو پیرایه دان بند بر پای مرد.فردوسی.

فرهنگ عمید

کلمۀ نفی، هیچ نوع، هیچ شکل.

فرهنگ فارسی

هیچ قسم

جمله سازی با هیچگونه

💡 چو از زیان منت هیچگونه سودی نیست مخواه بیش زیان من گدا ای دوست

💡 در خشک سال هجران، هو دولت رخ تست گر هیچگونه ماندست، در چشم بنده آبی

💡 مرا عزیمت رفتن درست کی شود از ری که هیچگونه نیاید برون مه تو، ز عقرب

💡 چنان کنی همه کاری که کس نداند کرد ز روزگار نیابی بهیچگونه عتاب

💡 تو را کمال و هنر هیچگونه سود نداشت که خاک و آب سیه بر سر کمال و هنر

نیزه انداز یعنی چه؟
نیزه انداز یعنی چه؟
فرضعلی یعنی چه؟
فرضعلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز