همگام

لغت نامه دهخدا

هم گام. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم قدم. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

هم قدم، همراه.

فرهنگ فارسی

همقدم، همراه

فرهنگستان زبان و ادب

{isochronous} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ویژگی فرایندهایی که در آنها داده ها در محدوده های زمانی مشخص تحویل شوند

جمله سازی با همگام

💡 سال ۴۵۹ هجری قمری در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی، فصل برجسته‌ای به‌شمار می‌آید. در این سال نخستین مدرسه از رشته مدرسه‌هایی که خواجه نظام الملک، وزیر بزرگ سلجوقیان، ساخته بود در بغداد گشایش یافت. این مدرسه‌ها در جهان اسلام پراکنده شدند؛ تا آنجا که شهرها و روستاهای کوچک را همگام با مدرسه‌های بزرگ در مراکز استان‌ها، دربرگرفت.

💡 در سال ۴۸ پس از آزادی به تهران رفت و در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، همگام با مرتضی مطهری به تدریس پرداخت.

💡 همگام تو به جنگ آن است که همراه تو ستیزد و خویش را بسبب سود تو زیان رساند.

💡 ۴ـ انسجام دانش آموزان مسلمان و متعهد با ایجاد و گسترش انجمن‌های اسلامی مدارس و همگامی با نظام آموزش و پرورش برای ایجاد فضای مساعد آموزشی و پرورشی در محیط مدارس و تشویق دانش‌آموزان مسلمان و متعهد به موفقیت در تحصیل علم و دروس مدرسه.

💡 کارکردهای زیر را برای ارتباطات علمی برمی‌شمارد: تهیه پاسخ برای پرسش‌های معین، کمک به دانشمندان برای همگام شدن با پیشرفت‌های جدید در رشته، کمک به دانشمندان برای شناخت و فهم یک رشته جدید، شناخت جریان‌های اصلی در رشته و پی بردن به میزان اهمیت کار خویش، بررسی اعتبار اطلاعات با کمک شواهد تکمیلی، کسب دیدگاه جدید با وسعت بخشیدن به دامنه علاقه و توجه؛ و دریافت بازخورد دربارهٔ آثار علمی خویش.