لغت نامه دهخدا
هم کفو. [هََ ک ُف ْوْ ] ( ص مرکب ) برابر. همسر. هم رتبه: رضائیه دختران خود را به شوهر نمیدادند زیرا کسی که هم کفو ایشان بوده باشد نمی یافتند. ( تاریخ قم ).
هم کفو. [هََ ک ُف ْوْ ] ( ص مرکب ) برابر. همسر. هم رتبه: رضائیه دختران خود را به شوهر نمیدادند زیرا کسی که هم کفو ایشان بوده باشد نمی یافتند. ( تاریخ قم ).
( ~. کُ ) [ فا - ع. ] (ص. )هم رتبه، هم - شأن.
هم رتبه، هم شٲن.
( صفت ) ۱- همرتبه همشان. ۲- دویا چند تن که از یک خاندان باشند.
هم رتبه، هم - شأن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست از قدر و خطر در هفت کشور هم کفوش زین همی نازد ولیش و زان همی سوزد عدوش
💡 گناه ترا جمله کردم عفو نداری همی مر مرا هم کفو؟
💡 آسمان باصد هزاران چشم بینا بر زمین گرچه بسیاری عجب بیند، نبیند هم کفوش