هم کفو
مترادفها
همتراز، همسطح، همشأن، همپا
متضادها
نابرابر، ناهمتا، متفاوت
لغت نامه دهخدا
هم کفو. [هََ ک ُف ْوْ ] ( ص مرکب ) برابر. همسر. هم رتبه: رضائیه دختران خود را به شوهر نمیدادند زیرا کسی که هم کفو ایشان بوده باشد نمی یافتند. ( تاریخ قم ).
فرهنگ معین
( ~. کُ ) [ فا - ع. ] (ص. )هم رتبه، هم - شأن.
فرهنگ عمید
هم رتبه، هم شٲن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- همرتبه همشان. ۲- دویا چند تن که از یک خاندان باشند.
ویکی واژه
هم رتبه، هم - شأن.
جمله سازی با هم کفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیست از قدر و خطر در هفت کشور هم کفوش زین همی نازد ولیش و زان همی سوزد عدوش
💡 گناه ترا جمله کردم عفو نداری همی مر مرا هم کفو؟
💡 آسمان باصد هزاران چشم بینا بر زمین گرچه بسیاری عجب بیند، نبیند هم کفوش
💡 در مسابقات ورزشی سطح بالا، بسیار حیاتی است که هر ورزشکار با حریفانی هم کفو روبهرو شود تا عدالت و هیجان بازی بهخوبی حفظ گردد.
💡 برای برقراری یک رابطه عاطفی پایدار و موفق، روانشناسان معتقدند که طرفین باید از نظر فکری و فرهنگی با یکدیگر هم کفو باشند.
💡 مدیریت شرکتهای بزرگ مستلزم آن است که مدیران ارشد در جایگاههای حساس خود، با همکفوهایی که تواناییهای مشابهی دارند، در تعامل دائمی باشند.