لغت نامه دهخدا
کفویت. [ ک ُ وی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مأخوذ از کفو عربی، هم شأنی. هم رتبگی. ( یادداشت مؤلف ):
مادر شهزاده گفت از نقص عقل
شرط کفویت بود در عقل و نقل.مولوی.
کفویت. [ ک ُ وی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مأخوذ از کفو عربی، هم شأنی. هم رتبگی. ( یادداشت مؤلف ):
مادر شهزاده گفت از نقص عقل
شرط کفویت بود در عقل و نقل.مولوی.
ماخوذ از کفو هم شانی. هم رتبگی