لغت نامه دهخدا
هلهل. [هََ ل َ هَِ ] ( ص، اِ ) مخفف هلاهل است و آن زهری باشدکه هیچ تریاقی با او مقاومت نتواند کرد. ( برهان ).
هلهل. [ هََ هََ ] ( ع ص، اِ ) جامه تنک بافته. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || موی تنک نرم. || جامه تنک نرم. || نوعی از زهر، معرب است. ( منتهی الارب ). زهری که فوراً بکشد. ( اقرب الموارد ). هلاهل. رجوع به هلاهل شود.
هلهل. [ هَُ هَُ ] ( ع اِ ) برف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).