لغت نامه دهخدا
نیش غولی. [ ش ِ ] ( ص نسبی ) وهمی. خرافی. موهوم. افسانه ای: اندیشه های نیش غولی؛ موهومات. ( یادداشت مؤلف ). || ایراد نیش غولی؛ ایراد نامربوط. اعتراض بیهوده. ( فرهنگ فارسی معین ). ایرادی نابه جا و ناوارد که صرفاً به قصد لجبازی و عیب جوئی طرح کنند.