نگد

لغت نامه دهخدا

نگد. [ ن َ گ َ ] ( ص ) در تداول عوام، شخص سرد و نچسب و گران جان. کسی که در برخورد با مردم آنها را از خود می رنجاند. ( فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(نَ گَ ) (ص. ) (عا. ) شخص سرد و نچسب و گرانجان، کسی که در برخورد با مردم آنها را از خود می رنجاند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شخص سرد و نچسب و گرانجان کسی که در برخورد با مردم آنها را از خود می رنجاند.

ویکی واژه

(عا.)
شخص سرد و نچسب و گرانجان، کسی که در برخورد با مردم آنها را از خود می‌رنجاند.

جمله سازی با نگد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فی المثل گر خاک خواهد شد رقیب سنگدل خواهد از خاکش فلک راه مرا دیوار کرد

💡 چون غنچه ز غم تنگدل و خون جگرم ساخت آن گل که جگرگوشهٔ نازک‌بدنی بود

💡 و گفت: هرکه از میان نعمت در تنگدستی افتد، و تنگدستی نزدیک او بزرگتر از نعمت بسیار نبود او در دو غم بزرگ افتاده است: یک غم در دنیا، و یک غم در آخرت، و هرکه از میان نعمت در تنگی افتد، و آن تنگی نزدیک او بزرگتر از نعمت بسیار بود در دو شادی افتاد: یک شادی در دنیا، و یک شادی در آخرت.

💡 شکایت می کنند از تنگدستی کوته اندیشان که کافر نعمتی بار آورد در نعمت افتادن

💡 کی شود طبع هوسناکان زپیری تنگدل؟ ماه عید طفل طبعان است ابروی سفید

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز