لغت نامه دهخدا
نوروز بزرگ. [ ن َ / نُو زِ ب ُ زُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام نغمه ای از موسیقی. ( غیاث اللغات ) ( از برهان قاطع ). نام نوائی است.( انجمن آرا ). نام لحنی است. ( جهانگیری ):
مطربان ساعت به ساعت بر نوای زیر و بم
گاه سروستان زنند امروز و گاهی اشکنه
گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر
گاه نوروز بزرگ و گه نوای بسکنه.منوچهری.نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز
زیراکه بود نوبت نوروز به نوروز.منوچهری. || نوروز خاصه است که ششم فروردین ماه بود. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ششم فروردین ماه. ( جهانگیری ):
میمون و خجسته باد بر تو
نوروز بزرگ و روز تحویل.ظهیر ( از جهانگیری ).|| نوروزِ سالی است که سال قبل آن سیصدوشصت وشش روز بوده است، و این در هر چهار سال یک بار اتفاق افتد. ( یادداشت مؤلف ).