نسیه کردن

مترادف‌ها

قرض دادن، نسیه فروختن

متضادها

نقدی کردن

لغت نامه دهخدا

نسیه کردن. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) نسیه گرفتن. وام کردن. نسیه بردن.

فرهنگ فارسی

نسیه گرفتن. وام کردن. نسیه بردن.

جمله سازی با نسیه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مردم کوته نظر در انتظار محشرند نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاشقان

💡 نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاقلان بر زمین پیش خسیسان چهره چون زر منه

💡 نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاقلان پیش دونان چند مالی روی چون زر بر زمین؟

💡 نقد خود را نسیه کردن صائب ازعقل است دور بهر زر تاچند مالی روی چون زر را به خاک؟

💡 در زمان‌های قحطی و سختی، بسیاری از کشاورزان مجبور بودند برای تهیه کالاهای اساسی خود از طریق نسیه کردن از فروشندگان محلی اقدام کنند.

💡 آن مغازه‌دار با برخورد خوب خود، به مشتریان وفادار اجازه می‌داد که در صورت نیاز، کالاهای مورد نیازشان را با روش نسیه کردن تهیه کنند.

💡 مدیریت مالی شرکت اعلام کرد که از این پس از نسیه کردن برای خریدهای عمده خودداری می‌کند تا جریان نقدی سازمان دچار مشکل جدی نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران