نسیه بری
لغت نامه دهخدا
نسیه بری. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نسیه بردن. عمل نسیه بر. جنسی را به نسیه بردن:
ای که در نسیه بری همچو گل خندانی.( از اشعار عامیانه ).
فرهنگ فارسی
خریدکالابنسیه نسیه خوری: ای که درنسیه بری همچوگل خندانی پس سبب چیست که دردادن آن گریانی ? ( بیتی که کسبه بدیواردکانهانصب کنند ).
جمله سازی با نسیه بری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصال شسته رویان تازه می سازد دل و جان را بهشت نسیه ات نقدست اگر سیمین بری داری