نسیه فروختن

مترادف‌ها

مدت‌دار فروختن، قرضی فروختن

متضادها

نقد فروختن

لغت نامه دهخدا

نسیه فروختن. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نسیه دادن.

فرهنگ فارسی

نسیه دادن

جمله سازی با نسیه فروختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما در نقد دو چیز حرام است، یکی به نسیه فروختن روا نبود که زر به زر یا سیم به سیم بفروشد تا هردو حاضر نباشد و پیش از جدا شدن یکدیگر قبض نکنند. اگر هم در مجلس قبض نکنند باطل شود. و دیگر چون جنس به جنس فرو شد، زیادتی حرام بود. نشاید که دیناری درست به دیناری و حبه قراضه بفروشد و یا دیناری نیک به دیناری بد بفروشد به زیادتی، بلکه بد و نیک و شکسته و درست باید که برابر بود. پس اگر جامه ای بخرد به دیناری درست و آن جامه به دیناری و دانگی قراضه باز بدان کس فرو شد درست بود و مقصود حاصل آید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران