بی زینت

لغت نامه دهخدا

بی زینت. [ ن َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + زینت ) بی زیور. بی آرایش. عاطل:
تن همان گوهر بی زینت خاکیست به اصل
گر گلیمی بد، یا دیبه رومی است قباش.ناصرخسرو.- بی زیب و زینت؛ زشت و بی ظرافت وبی لطافت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بی زیور. بی آرایش. عاطل.

جمله سازی با بی زینت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو بی زیور محلایی و بی رخت مزکایی و بی زینت مزین

💡 ای بسا زینت که بی زینت بماند تا چو اینجا رفت اینجا گه بماند

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز