نفح

نفح

واژه «نفح» در لغت فارسی به معنی دمیدن، وزیدن یا پراکنده شدن بوی خوش است. این کلمه هم به صورت مصدر به معنای وزیدن نسیم یا دمیدن باد آمده و هم به صورت اسم برای اشاره به وزش یا پراکندگی بوی خوش استفاده می‌شود. در متون کهن، مانند منتهی‌الارب، آنندراج و تاج المصادر بیهقی، «نفح» علاوه بر باد و نسیم، برای دمیدن خون از رگ یا عطا دادن چیزی به کسی نیز به کار رفته است. در برخی منابع معنای استعاری نیز یافته و برای اشاره به رسیدن خیر یا شر به کسی به کار رفته است. در فرهنگ‌های فارسی معاصر، معنای غالب آن همان وزیدن باد یا پراکندگی بوی خوش ذکر شده است. این واژه گاهی در شعر و متون ادبی به عنوان نشانه لطافت، تازگی یا اثر خوشایند نیز دیده می‌شود. همچنین، ترکیب «نیه نفح» به معنای نیت دور و بلند آمده است. به طور کلی، نفح نشان‌دهنده جریان، دمیدن یا انتشار چیزی است که غالباً خوشایند و مطبوع باشد و کاربرد آن در ادبیات و قرآن به همین مفهوم نزدیک است.

لغت نامه دهخدا

نفح. [ ن َ ] ( ع مص ) دمیدن بوی خوش. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). دمیدن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 100 ). دمیدن بوی. ( از تاج المصادر بیهقی ). منتشر شدن رائحه طیب. ( از اقرب الموارد ). || برجستن خون از رگ. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). دمیدن خون از رگ. ( از تاج المصادر بیهقی ). || چیزی دادن به کسی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). عطا دادن. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || جنبانیدن زلف را.( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || تیغ زدن. ( آنندراج ). از دور به شمشیر زدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پای زدن ناقه و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لگد زدن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || باد سرد جَستن. ( از تاج المصادر بیهقی ). وزیدن باد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) بوی. ( ترجمان علامه جرجانی ص 100 ). || ( اِمص ) دمیدگی. || دمیدگی بوی خوش. ( ناظم الاطباء ).
نفح. [ ن َ ف َ ] ( ع ص ) نیة نفح؛ نیت دور و بلند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بعیدة. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (مص ل. ) پراکنده شدن بوی خوش، رسیدن بوی خوش.

فرهنگ عمید

۱. دمیدن.
۲. وزیدن نسیم.
۳. پراکنده شدن بوی خوش.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) دمیدن وزیدن ( نسیم ). ۲ - پراکنده شدن بوی خوش چیزی. ۳ - (اسم ) وزش ( نسیم ). ۴ - پراکندگی بوی خوش.
نیه نفح: نیت دور و بلند ٠ بعیده ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
. نفح به معنی وزیدن است «نَفَحَ الرّیحُ نَفْحاً: هَبَّتْ» نفحه به معنی یک وزیدن است راغب گوید«لَهُ لَفْحَةٌ طَیِبَةٌ» آن را وزیدنی است از خیر و در شر بطور استعاره است یعنی اگر کمی از عذاب پروردگارت به آنها برسد گویند: وای برما که ستمگران بودیم، این لفظ فقط یکبار در قرآن مجید آمده است.

ویکی واژه

پراکنده شدن بوی خوش، رسیدن بوی خوش.

جمله سازی با نفح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز به نفخ حق نسوزد نفخ سحر نفخ قهرست این و آن دم نفح مهر

💡 هر وقت چون نسیم نفحات الطاف حق از مهب عنایت بمشام روح میرسد یعقوب وار با دل گرم و دم سر میگوید: «انی لا جد ریح یوسف لولا ان تفندون».

💡 آیتی هست زدستش، ید بیضای کلیم نفحه ی از دم قدسیش، دم روح الله

خونسار یعنی چه؟
خونسار یعنی چه؟
سرسره یعنی چه؟
سرسره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز