نسلی

لغت نامه دهخدا

نسلی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به نسل. خاندانی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

منسوب به نسل خاندانی

جمله سازی با نسلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه مظفری را، نسلی نماند لیکن هر مصرعی ز حافظ، شد شمع دودمانی

💡 با جهانداری نسازد علقهٔ خویش و تبار پادشاهی مادری نازای و نسلی ابتر است

💡 بعد از دبیرستان، از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ به کالج بارنسلی رفت و به تحصیل تکنولوژی موسیقی، مطالعات رسانه‌ای، زبان انگلیسی، عکاسی و روان‌شناسی پرداخت.

💡 ز آدم نسلی و از تو عیانی شود پیدای بر سّری معانی

💡 شد از میل طبیعت اندر آدم عیان نسلی و زان برپاست عالم

آموزش یعنی چه؟
آموزش یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز