نخیز

لغت نامه دهخدا

نخیز. [ ن َ ] ( ص ) مردم فرومایه و کمینه. ( برهان قاطع ). پست. دون. ناکس. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) کمین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نخیزگاه شود. || تخمدان و قلمه زار. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) درشت. گنده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(نَ ) (ص. ) ۱ - فرومایه. ۲ - نادان.
( ~. ) (اِ. ) ۱ - کمین. ۲ - زمینی که در آن نهال بکارند تا بعد جابه جا کنند.

فرهنگ عمید

۱. کمینگاه، نخیزگاه.
۲. تخمدان.
۳. جایی که در آن نهال کاشته باشند که بعد جابه جا کنند.
ناکس، خسیس و فرومایه، پست.

ویکی واژه

فرومایه.
نادان.
کمین.
زمینی که در آن نهال بکارند تا بعد جابه جا کنند.

جمله سازی با نخیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی کز شهر قلب کاران این کیمیا نخیزد

💡 ز لعلش بوسه را پاسخ نخیزد که لعل ار وا گشاید دُر بریزد

💡 پهلو بدم تیغ نه ار بر سر کاری مرد هنر از بستر سنجاب نخیزد

💡 گفتم که برنخیزم گفتا که برستیزم هم بر سرت بریزم گر مستی و خرابی

💡 بی اذن وی نریزد یک برگ از درخت بی حکم وی نخیزد گوهر ز قعریم

💡 در کان نبود چون تن زیبای تو سیمی وز سنگ نخیزد چو دل سخت تو رویی

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز