لغت نامه دهخدا
نخجیرگان. [ ن َ ] ( اِخ ) نام نوائی است از موسیقی که باربد مصنف آن است. ( از جهانگیری ). رجوع به نخچیرگان شود.
نخجیرگان. [ ن َ ] ( ص مرکب ) شکارچی. صیاد. قناص وحوش. ( یادداشت مؤلف ):
تو خود دانی که ویرو چون جوان است
به دشت و کوه بر نخجیرگان است.( ویس و رامین ).