لغت نامه دهخدا
ناه. ( اِ ) بوی نم. بوئی که از زیرزمین ها و سردابها بر دماغ خورد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). بوی نمناک و بوی بدی که از زمین نمناک متصاعد می گردد. ( ناظم الاطباء ). بوی جای نم دار. بوی نم. ( فرهنگ خطی ). و نیز رجوع به نا شود.
ناه. ( اِ ) بوی نم. بوئی که از زیرزمین ها و سردابها بر دماغ خورد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). بوی نمناک و بوی بدی که از زمین نمناک متصاعد می گردد. ( ناظم الاطباء ). بوی جای نم دار. بوی نم. ( فرهنگ خطی ). و نیز رجوع به نا شود.
بوی نم بوی جای نم دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا روزگار شما، زین گناه که شد رنجتان در ره دین تباه