لغت نامه دهخدا
ناخس. [ خ ِ ] ( ع اِ ) کفتگی بغل شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || گری بن دنب شتر یا گر شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جرب و گری شتر و گری در بن دنب شتر.( ناظم الاطباء ). جرب عند ذنبه [ ذنب البعیر ]. ( از اقرب الموارد ). || بز کوهی جوانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || دایره ٔزیر هر دو ران اسب میان جاعره و فائله و آن مکروه است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). آن دائره که بر جای داغ بود از اسب. ( مهذب الاسماء ). دایره ای در زیر هر دو ران اسب. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح طب ) دردی که صاحبش پندارد که سوزن میخلانند. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ). المی است خلنده که گوئی با خاری بر آن موضع میزنند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || ( ص ) آن که سیخ میزند بر سرین و یا پهلوی ستور تا آن را براند. ج، ناخسون. ( ناظم الاطباء ).