میراثی
مترادفها
موروثی، ارثی، یادگار
لغت نامه دهخدا
میراثی. ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به میراث. || مال موروثی و ارثی. ( ناظم الاطباء ). مال میراث. مرده ریگ. مرده ری. مال که از دیگری به نسب یا سبب پس از مرگ او رسیده باشد. مقابل مکتسب:
مال میراثی ندارد خود وفا
چون بناکام از گذشته شد جدا.مولوی. || میراث برنده. ارث بر. وارث.که میراث از مرده برد: چون امیرمحمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانک شیوه میراثیان باشد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).
مرد میراثی چه داند قدر مال
رستمی جان کند مجان یافت زال.مولوی.و رجوع به میراث خوار شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به میراث. ۲ - ارث برنده وارث مرد میراثی چه داند قدر مال ? رستمی جان کند مجان یافت زال. ( مثنوی )
جمله سازی با میراثی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنتونیوس بن ابیالخطار در ۱۷۵۷م در عین طورین، طرابلس، لبنان زاده شد. او بهطور میراثی حاکم فئودالی روستای عینطورین و پیرامون آن بوده است و خانوادهای او از ملوکالطوایف آنجا بودهاند. جدِّ اعلایش عبدالنور، از لبنان به دمشق کوچید، اما به موطن اصلی خود بازگشتند.
💡 «از زمان حادثهٔ پرل هاربر تاکنون هیچ تغییرات مثبتی در این سازمان ایجاد نشدهاست. من میراثی از خاکستر برای رئیسجمهور آینده باقی خواهم گذاشت!»
💡 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران و برابر اعلام دبیرخانه نخستین جایزه ملی خلیج فارس (۱۷ فروردین ۱۳۹۰): کتابهای «خلیج و نقش استراتژیک تنگه هرمز» نوشته محمدرضا حافظ نیا، «کتاب اسناد نام خلیج، میراثی کهن و جاودان» نوشته محمد عجم،
💡 تا کنون چندین اطلس در بر دارنده نام و نقشههای خلیج فارس منتشر شده و مشخص میکند که نام خلیج فارس در همه نقشههای کهن بکار رفته در کتاب:اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، جزئیات کامل این اطلسها در گفتار ۱۱ صص ۹۸–۱۲۲ "مبحث اطلسها"[۱۸]
💡 جهانداری مسلم شد بتو کسبی و میراثی هم از شمشیر و از بازو هم از اجداد و از آبا
💡 ز چوب بید از آن خاکستری چندان نمیماند که بعد از مرگ میراثی ز آزادان نمیماند