ویکی واژه
مکوش
مغ یا مغان به زبان عیلام باستان اینگونه تعبیر شده است.
مکوش
مغ یا مغان به زبان عیلام باستان اینگونه تعبیر شده است.
💡 ای زاهد خود نمای سجاده به دوش دیگر پی نام و ننگ، بیهوده مکوش
💡 چشم خویش از طلعت شاهد بپوش بیش ازین در صحبت شاهد مکوش
💡 هنر باید از مرد موزه فروش بدین کار دیگر تو با من مکوش
💡 زین روزگار هیچ نخیزد مکوش بیش از روزگار دست بشو روز کار گیر
💡 بسیار بگفتم ای دل بد پیوند با عشق مکوش و دل به هر عشوه مبند
💡 چو نزدش بوی بستهکن چشموگوش برو جز به نرمی زبانی مکوش