کلمه مهیب در زبان فارسی به معنای چیزی است که میتواند احساس ترس و وحشت را در فرد ایجاد کند. این واژه به توصیف اشیاء، رویدادها یا موجوداتی اختصاص دارد که از نظر شکل یا ماهیت، به گونهای هستند که انسان را به وحشت میاندازند. به عبارتی، مهیب صفتی است که در مواردی به کار میرود که ترس و اضطراب را در بیننده یا شنونده القا میکند. واژههای مشابه این کلمه شامل ترسناک، هولناک، سهمگین، خوفناک، دهشتناک، رعبآور، وحشتناک و مخوف میباشند. بنابراین، هر زمان که بخواهید پدیدهای را که دارای اثر ترسآور است توصیف کنید، میتوانید از واژه مهیب بهره بگیرید. این کلمه به خوبی میتواند احساسات منفی و ناخوشایند ناشی از ترس را منتقل کند و به درک عمیقتری از موضوعات ترسناک کمک کند.
مهیب
لغت نامه دهخدا
مهیب. [ م َ] ( ع ص ) مهوب. مرد که از وی ترسند. ( منتهی الارب، ماده هَ ی ب ). سهمگین. سهمناک. ترسناک. آنکه هرکس از او بترسد و او را شکوه دارد. ( مهذب الاسماء ). مرد سهمناک که خوف و سهم از او بارد و مردم از او ترسند. صاحب غیاث اللغات گوید استعمال این کلمه به ضم میم خطاست و در اصل «مهیب منه » بوده است ترسیده شده از او، چه مهیب صیغه اسم مفعول از هیبت که مصدر لازم است بدون تقدیر حرف جر درست نباشد. ( غیاث اللغات ). باهیبت. هولناک. سهمگین. ترسناک. که از وی ترسند:
نفاط، برق روشن و تندرش طبل زن
دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب.رودکی.بزد کوس و آورد بیرون صلیب
صلیبی بزرگ و سپاهی مهیب.فردوسی.خداوند من ملک الجبال امیرداد را جفتی سگ غوری فرستاده بود سخت بزرگ و مهیب. ( چهارمقاله ص 96 ).
رو به شهر آورد سیلی بس مهیب
اهل شهر افغان کنان جمله رعیب.مولوی.قصه ای با طول و با عرض و مهیب
قصه ای بس دور لیکن بس قریب.مولوی.|| شیر بیشه. مهوب. ( منتهی الارب ). || محترم. با هیبت. باشکوه: دایم موقر و محترم و... و مهیب مطاع و سرور دین پرور باد. ( تاریخ قم ص 4 ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (ص. ) سهمگین، ترسناک.
فرهنگ عمید
سهمناک، ترسناک.
فرهنگ فارسی
سهمناک، کسی یاچیزی که از آن بترسند
( صفت ) کسی یا چیزی که از او بترسند ترسناک سهمگین بامهابت: [ خداوند من ملک الجبال امیر داد راجفتی سگ غوری فرستاده بود سخت بزرگ ومهیب.]
ویکی واژه
سهمگین، ترسناک.
جمله سازی با مهیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا مهیب ملوک کیان و فر کیان ز هیبت تو همه سال بد سگال کئیب
💡 زانک او در خانه عقل تو غریب بر در خود سگ بود شیر مهیب
💡 خنجر تو در آن مقام مهیب سازد از حنجر ملوک نیام