جزی

لغت نامه دهخدا

جزی. [ ج ُ زا ] ( ع اِ ) ج ِ جِزْیَه، بمعنی خراج زمین و آنچه از ذمی گیرند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از تاج العروس ). جِزی ̍. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ).
جزی. [ ج ِ زا ] ( ع اِ ) ج ِ جِزْیه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج العروس ). رجوع به جُزی ̍ شود.
جزی. [ ج َزْ زی ] ( ص نسبی ) نسبت است به جز و آن نام جدی است که بدو نسبت کنند. و نام او محمدبن مروان بن... بود. ( از لباب الانساب ). و رجوع به جزی محمدبن مروان بن ثوبان شود. || و نیز نسبت است به جز از قرای اصفهان. ( از لباب الانساب ). و رجوع به جزی محمدبن ادریس شود.
جزی. [ ج ُ زَی ی ] ( اِخ ) نام مردی. ( منتهی الارب ). ابن جزی بلنسی است که رحلة ابن بطوطه را تلخیص کرده است. ( از تاج العروس ).
جزی. [ ج َزی ی ] ( اِخ ) نام مردی. ( منتهی الارب ). عبداﷲبن مطرف بن شخیر مکنی به ابوجزی و دیگران. ( از تاج العروس ).
جزی. [ ج ِزْی ْ ] ( اِخ ) نام مردی است. ( منتهی الارب ). جزیمةبن جزی صحابیست. دارقطنی گوید: اهل حدیث به کسر جیم خوانند و خطیب گوید: به سکون زاء باشد. ولی جزی بر وزن علی درست است. ( از تاج العروس ). ابوخزیمه سلمی یا اسلمی. وی به روایتی بر پیغمبر اکرم ( ص ) وارد شد و حضرت به او دو جامه پوشاند و به روایت دیگر دو بُرد به او عطا کرد. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.
جزی. [ ج َزْ زی ] ( اِخ ) محمدبن ادریس رازی حنظلی مکنی به ابوحاتم. وی از مردم قریه ای است به نام جز. او میگفت: «نحن من اهل اصبهان من قریة یقال لها جز». وی بسال 277 هَ. ق. درگذشت. ( از لباب الانساب ).
جزی. [ ج َزْ زی ] ( اِخ ) محمدبن مروان بن ثوبان بن عبدالرحمان بن جزبن بکر. جد وی بکر باابی عبیده جراح به شام وارد شد. او از پدرش روایت کرد و ابن عفیر از وی روایت کند. ( از لباب الانساب ).
جزی ٔ. [ ج َ ] ( ع ص ) طعام جزی ٔ؛ طعام کافی و بسنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

بخش وپارهای ازچیزی، قسمتی ازچیزی، اجزائ جمع
طعام جزی: طعام کافی و بسنده

جمله سازی با جزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما که جزیی ز سبع گردون‌یم با تو بیرون هفت بیرونیم

💡 در جزیان خیزش در اوستیای جنوبی و با یورش آبخازها به منطقه، شمار زیادی از مردم منطقه درگوس کشته شدند و شماری از برج‌های آن نیز ویران شد. رهبران این شورش نیز بعداً در سال ۱۸۳۰ به سیبری تبعید شدند.

💡 جزی اللَّه خیرا من امیر و بارکت ید اللَّه فی ذاک الادیم الممزّق‌

💡 زان حسن نغز و والاکرده سرایت اینجا جزیی به کل اشیاء با صدهزار آهو

💡 قبل از اصلاحات اداری استونی در سال ۲۰۱۷، این روستا جزی منطقه کیهلکونا محسوب می‌شد.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز