هلش

لغت نامه دهخدا

هلش. [ هََ ] ( اِ ) مرغی است مردارخوار. ( اسدی ) ( برهان ). هلیش. رجوع به هلیش شود.

فرهنگ عمید

رهاکردگی.

فرهنگ فارسی

(اسم ) نام مرغی باشد مردارخوارتوضیح باماخذی که دردست است این مرغ شناختهنشد. توضیح چنانچه بالاخص نام مرغ مردارخوار را درنظربگیریم مراردکرکس است.

جمله سازی با هلش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از آن در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ روستای هلشی به عنوان مرکز دهستانی به نام دهستان سرفیروزآباد مشتمل بر ۱۲۱ روستا، مزرعه و مکان تأسیس شد.

💡 امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود: زمانى كه حضرت ابا عبداللّه الحسين سلام اللّهعليه تولّد يافت، خداوند به خازن دوزخ خطاب نمود: به احترام نوزاد محمّد صلّى اللّهعليه و آله آتش را بر أ هلش خاموش گردان؛ و همچنين به مَلَكمسئول بهشت وحى فرستاد: به جهت نوزاد محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهشت را مزيّنگردان؛ و نيز حورالعين را دستور بده تا خود را بيارايند و زينت بخشند.(9)

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز