لغت نامه دهخدا
مهوع. [ م ُ هََ وْ وِ ] ( ع ص ) دل آشوب. قی آور. اشکوفه آور. آنچه باعث بهم برآمدن دل و استفراغ شود. || نفرت انگیز.
مهوع. [ م ِهَْ وَ ]( ع اِ ) شورش و بانگ در حرب. ( منتهی الارب ). مهواع.
مهوع. [ م ُ هََ وْ وِ ] ( ع ص ) دل آشوب. قی آور. اشکوفه آور. آنچه باعث بهم برآمدن دل و استفراغ شود. || نفرت انگیز.
مهوع. [ م ِهَْ وَ ]( ع اِ ) شورش و بانگ در حرب. ( منتهی الارب ). مهواع.
(مُ هَ وِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) تهوع آور، قی آور.
آنچه باعث تهوع و استفراغ شود، قی آور.
قی آور، آنچه باعث قی واستفراغ شود
( اسم ) ۱ - آنچه که موجب استفراغ شود داروی قی آور. ۲ - بسیارنفرت انگیز.
شورش و بانگ در حرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منافق چو یربوع و فاسق چو فاره کشنده چو بیش و مهوع چو کرمس