لغت نامه دهخدا
مهتوک. [ م َ ] ( ع ص ) رسوا. ( از اقرب الموارد ). پرده دریده.
مهتوک. [ م َ ] ( ع ص ) رسوا. ( از اقرب الموارد ). پرده دریده.
(مَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - پرده دریده. ۲ - مرده، فوت شده، درگذشته.
۱. دریده، پاره شده.
۲. فوت شده، مرده.
۳. مورد هتک حرمت قرار گرفته.
( صفت ) ۱ - پرده دریده. ۲ - مرده فوت شده در گذشته: [ بنگر که در این قطعه چه سحر همی راند مهتوک مسبح دل دیوانه عاقل جان. ] ( خاقانی.سج.۱٠۴۲ - ۳۶٠ )
پرده دریده.
مرده، فوت شده، درگذشته.
💡 ستر مهتوکی که مغلوب وی است هست توحیدی که مجذوب وی است