منیزی

لغت نامه دهخدا

منیزی. [ م َن ْ ی َ ] ( فرانسوی، اِ ) طباشیر فرنگی. تباشیر فرنگی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). فرمول آن اکسید منیزیوم است. حاجی منیزی که به عنوان دارو به کار می رود کربنات قلیایی منیزیم است. منیزی سیال محلولی از بی کربنات منیزیم است. ( فرهنگ اصطلاحات علمی ).

فرهنگ عمید

دارویی طبی که برای رفع سوء هاضمه به کار می رود، تباشیر فرنگی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) طباشیر فرنگی یا منیزی کلسینه. طباشیر فرنگی مکلس.

دانشنامه آزاد فارسی

مَنیَزی
رجوع شود به:اکسید منیزیوم

جمله سازی با منیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آلیاژ منیزیم دارای انواع مختلفی می باشد که هر کدام از آنها دارای ویژگی های خاص و منحصر به فردی می باشند. ویژگی نهایی آلیاژ های منیزیم وابسته به نوع فلزی که با عنصر منیزیم ترکیب می شود، می باشد.

💡 تو آفتاب منیزی که می‌روی ز سرم فتاده بر سر ره من به سایه می‌مانم

💡 در طول زمان هنر آتش‌بازی پیشرفت زیادی داشته‌است امروزه با استفاده از گرد منیزیم و آلومینیوم و دیگر فلزات نورهای رنگی خیره‌کننده‌ای در آتش بازی‌ها ایجاد می‌کنند.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز