لغت نامه دهخدا
مقرره. [ م ُ ق َرْ رَ رَ / رِ ] ( از ع، ص ) برقرار شده و برپا شده و معین شده و قرار داده شده. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مقرر. ج، مقررات. و رجوع به مقرر و مقررات شود.
مقرره. [ م ُ ق َرْ رَ رَ / رِ ] ( از ع، ص ) برقرار شده و برپا شده و معین شده و قرار داده شده. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مقرر. ج، مقررات. و رجوع به مقرر و مقررات شود.
( اسم ) مونث مقرر جمع: مقررات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مقررهای به تاریخ ۱۳۱۴ قطع (تناسب پهنا به درازای) پرچمهای دولتی، ملی و نظامی بر زمین ۲ به ۳ و بر کشتیها ۱ به ۳ تعیین گردید. در مقررههای دیگری به تاریخ ۱۴ دی و ۸ بهمن ۱۳۳۶ تناسب پهنا به درازای پرچمهای ایران بر زمین و بر کشتیها ۱ به ۱٫۷۵ (یا همان ۴ به ۷) تعیین شد که این تناسب در پرچم کنونی ایران نیز رعایت میشود.
💡 ماده ۲۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری مقررهای دارد که از نظر ساختار و کارکرد، گونهای اعادهدادرسی تلقی میگردد اما در آن قانون ذیل مقررات «اعادهدادرسی» قرار نگرفتهاست.